تبليغاتX
سینما112

 

 

 

نام فیلم: بازی ((The Game

کارگردان: دیوید فینچر

فیلم نامه نویس: جان دی برانکیتو ومایکل فریس

بازیگران: مایکل داگلاس ، شون پن ، دبورا کارا آنگر، جیمز ربهورن ، پیتر دونات ، کارل بیکر و... 

ژانر: ماجرایی ، اکشن

محصول 1997 آمریکا

مدت:128 دقیقه

لوکیشن: آمریکا - کالیفرنیا - سانفرانسیسکو

+ نوشته شده   توسط میلاد حسینی  | 

 

خلاصه ی فیلم:

 

 

 "نیکلاس ون ارتون"(با بازی مایکل داگلاس)،بانکدار پولدار وتنهایی است.اواکنون در آستانه 48 سالگی قرار دارد، سنی که پدرش در آن به یک باره و بدون هیچ دلیلی خودکوشی کرده است. خاطره خودکوشی پدر اکنون که او به  این سن رسیده است،آزارش می دهد.

 "کنراد" برادر نیکلاس (با بازی شون پن) برای رهایی او از این زندگی افسرده و بیمارگونه به او هدیه تولد غیرمعمولی می دهد:جواز ورود به بازی که توسط کمپانی مرموزی به نام CRS انجام می شود.این بازی برای هر کس به صورت خصوصی و با توجه به ویژگی های جسمی و روحیشان طراحی می شود و در انتها آنها را متحول می کند.

 مردی که قبلا این بازی را انجام داده می گوید:"من به تو حسودیم میشه.آرزوی من اینه که میتونستم به عقب برگردم ودوباره وبرای اولین بار بازی رو شروع کنم."

 نیکلاس نمی داند در انتظار چیست.هیچکس به او نمیگوید بازی درباره ی چیست…

+ نوشته شده   توسط میلاد حسینی  | 

بازی

  • "بازی" سومین فیلم بلند دیوید فینچر است وپس از فیلم بسیار موفق "هفت" ساخته شده است.

  • فینچر در "بازی" حالات خرد کننده ای به وجود می آورد. هر حرکتی، هر زنگ تلفنی و هر شخصی که شما می بینید،ممکن است بخشی از بازی باشد. شما به چه کسی می توانید اعتماد کنید؟
  • "بازی" نیکلاس ون ارتون را به دندان می گیرد و او را به دنیای گیج کننده ی آسانسور های خراب، کلیدهای اسرارآمیز و مرداب های وحشتناک در سانفرانسیسکو می کشد همچون "آخروقت" مارتین اسکورسیزی بدون کمدی سیاه؛ در واقع چیز خنده آوری در "بازی" وجود ندارد.

  • در "بازی"، فینچر دنیایی تاریک و ظلمانی به وجود می آورد. اگر نور خورشید دیده می شود، خارج از ساختمان هاست در حالیکه ما در ظلمات فرو رفته ایم.

  • فینچر با به دام انداختن ما در کوچه های باریک، پارکینگ ها وآسمان خراش های استیلیزه ،جهانی تنگناهراس (Cloustrophobic) به وجود می آورد که در آن جنونی وجود دارد ناشی از سوءذن شدید و فقدان بصیرت.

  • "بازی" از طرفی یادآور کارهای دیوید لینچ است؛ فضای پیچیده فیلم، تغییر مکرر قواعد و گره افکنی در اواخر فیلم، درست کاری است که لینچ در "بزرگراه گمشده" می کند.با این تفاوت که گره افکنی لینچ تا پایان فیلم ادامه دارد در حالیکه فینچر مهربانتر است و به ما اجازه می دهد از این فضای تاریک و رمز آلود خارج شویم.
+ نوشته شده   توسط میلاد حسینی  | 

 

 آرشیو عکس 

+ نوشته شده   توسط میلاد حسینی  | 

 

                    سروده ای از پینک فلوید

 

زمان

(میسون، واترز، رایت، گیلمور)

 

 

لحظه هایی که یک روز کسل کننده را می سازند

همراه با تیک تیک ساعت دور می شوند

اما تو ساعتها را به صورتی غیر عادی تباه می کنی

در شهر خودت روی تکه زمینی اینطرف و آنطرف می دوی

و منتظر کسی یا چیزی هستی که راه را به تو نشان بدهد

 

خسته از دراز کشیدن زیر آفتاب و

ماندن در خانه برای تماشای باران

تو جوانی و زندگی طولانی است

و امروز هنوز وقت برای کشتن هست

اما روزی در می یابی که ده سال را پشت سر گذاشته ای

ولی هیچکس به تو نگفته کی شروع به دویدن کنی

تو صدای شلیک اسلحه را نشنیده ای

 

و تو می دوی و می دوی تا جبران روزها را بنمایی و به خورشید برسی

اما خورشید دارد پایین می رود

و عجله دارد تا پشت سر تو بیرون بیاید

خورشید تقریبا همان خورشید سابق است، این تو هستی که پیرتر شده ای

نفس کمتری داری و یک روز به مرگ نزدیکتری

 

هر سال که می آید کوتاه تر می شود

انگار هرگز وقتی پیدا نمی کنی

نقشه هایی که به هیچ می رسند یا فقط به صورت

نیم صفحه ای پر از خطوط سیاه و سفید باقی می مانند

منتظر ماندن در یاسی بی صدا، طریق انگلیسی هاست (وشاید ایرانی ها!!)

زمان به پایان رسیده ، شعر من تمام شده ،

اما فکر می کردم چیزهایی دیگری برای گفتن دارم.

 

Time
(Mason, Waters, Wright, Gilmour)

Ticking away the moments that make up a dull day
You fritter and waste the hours in an offhand way
Kicking around on a piece of ground in your home town
Waiting for someone or something to show you the way

Tired of lying in the sunshine staying home to watch the rain
You are young and life is long and there is time to kill today
And then one day you find ten years have got behind you
No one told you when to run, you missed the starting gun

So you run and you run to catch up with the sun but it's sinking
Racing around to come up behind you again
The sun is the same in a relative way but you're older
Shorter of breath and one day closer to death

Every year is getting shorter never seem to find the time
Plans that either come to naught or half a page of scribbled lines
Hanging on in quiet desperation is the English way
The time is gone, the song is over
Thought I'd something more to say

 

        شما می تونید این شاهکار پینک فلوید رو از اینجا دانلود  کنید

 

+ نوشته شده   توسط میلاد حسینی  | 

 
Image and video hosting by TinyPic